X
تبلیغات
رایتل

در جواب دوست عزیزی که در مورد بنده نوشته بودند باید عرض کنم که تنها امیدوارم اینگونه که شما میگید نبوده باشه  اما در هر صورت کاملا در اشتباهید. 

جوابیه برای دوست عزیزی که با نام غریبی در نخلستان نظر گذاشتند :

اگر کمی به ضمایر جملاتم در پست قبل توجه میکردید بهتر بود . شاید اون وقت قضاوت عادلانه تری داشتید .

"لااقل چرا عده ای رو فدای کوچکی خودمون میکنیم ؟!!
ای کاش یک لحظه هم که شده هر کدوم از ما یک فلش بک به این خاطرات می زدیم . حداقل برای لحظه ای از کالبد نقشمون در این جمع بیرون می اومدیم و از دید سوم شخص داستان به رفتارمون در قبال همدیگه نگاه می کردیم."

در جواب نظر دیگری هم گفتم،روابط ما مثل معادلاتی می مونه که ما مجموعه متغیرهای اون هستیم. با این پست قصد نداشتم که خودم رو از مجموعه متغیرهای این معادلات کنار بزارم اما گاهی اوقات رفتارهای متناقض این مجموعه متغیرها،نه در جهت اصلاح بلکه در مسیری قرار میگیره که حل این معادلات رو سخت میکنه.رفتارهایی که تنها بوی سالهای بچگی رو میده . انگار گذشت زمان و عادت کردن به هم، باعث میشه حساسیت روی رفتارمون کم بشه . فراموش میکنیم که این متغیرها تنها و تنها با هم میتونن این معادلات رو حل کنن. 

بیایید برای شخصیت،تفکر و شان وجودی هم ارزش بیشتری قائل باشیم ...

از اصلاح گفتید اما این جامعه کوچیک(دانشگاه) که مثال حی و حاضر شرایط ماست رو کسی جز من، تو و هر کدام از ما نمیسازه،چه بهتر بیایم از دیدی غیر از دید هرروزه به این جامعه و این معادلات انسانی و این متغیرها که هرکدام از ما باشیم نگاه کنیم. شاید اون وقت قهرهای مخملی، رفتارهای بچه گانه، بی حرمتی های کودکانه، دید بدبینانه و پوچ ناشی از رفتار انتزاعی ما، در رفتار هرروزه ما جایی نداشته باشه.

شاید اون موقع احترام در نظر عده ای،خرد شدن شخصیت و منزلت هریک از ما نباشه .

شاید ...

نوشته شده توسط رضا دارائی در سه‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1387 در ساعت 11:13 ق.ظ | 4 نظر