X
تبلیغات
رایتل

یک ترم گذشت .
ترمی پر از پیچ و خم و پستی و بلندی!
ترمی که نشانه هایی از تغییر کم کم در اون ظاهر شد .
تغییراتی که امید این رو میده که جا بیافته که اینجا با تمام کمبود امکانات و اسم و دستگاه و تمام نواقص ریز و درشتش اما در اصل موضوع هرچی که باشه این مطلب مهم نهفتست که من و تو دانشجو هستیم !!!
باور کنیم ما دانشجوییم و این یعنی یک راه ...
بخوایم فضایی رو بوجود بیاریم که آگاهیمون بیشتر بشه ، دانشگاهی که به شعور اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ما کمکی نکنه و نتونه در این جهت گام برداره دانشگاه نیست ...
اگه اینجا جایی نباشه برای به چالش کشیدن ذهن ما، جایی نباشه برای درگیر کردن ذهن ما با مسائلی که بخشی از وجود ماست اما همیشه میترسیم از روبرو شدن با اونها ، پس دیگه اینجا اسمش دانشگاه نیست و من و تو دانشجو  نیستیم.
بدونیم اگه اینجا باعث نشه ما تغییر کنیم و دیدمون عوض شه و بتونیم خط مشی فکری پیدا کنیم، اگه نتونیم راهمون رو بشناسیم، اگه نتونیم دیدگاه و نظر خاص خودمون رو پیدا کنیم ، اگه هنوز اسیر باید و نبایدهایی باشیم که جرات فکر کردن رو از ما میگیره...
اگه هنوز باید برای فکر کردن، برای یافتن پاسخهای سوالات ذهنیمون رخصت بگیریم !!!! ، اگه هنوز میترسیم که دیدمون رو اصلاح کنیم ...
اگه هنوز باورهایی در وجودمون هست که بدون فکر پذیرفتیم ! 

اگر هنوز تعریف مشخصی از عقاید خودمون نداریم و هنوز فکر نمکنیم که باید یکم جدی تر به اطراف نگاه کنیم ...
پس اینجا دانشگاه نیست و من و تو هم دانشجو نیستیم .  

شایداینجا  فرصتی باشه برای تجدید نظری خاص در مورد خودمون...

شاید اینجا ...

نوشته شده توسط رضا دارائی در شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 12:15 ق.ظ | 5 نظر